وبلاگ به شرط خنده
وبلاگ مثل یک هندونه دربسته میمونه
حال احوال ؟ چی بگم بهتون ؟ کارنامه هارو دیدین خوششششششششششش میگذرههههههههههههههه ؟ من که از کارنامم راضیم ولی خدایی اوج نامردی بود مستمر منو خیلی کم داد نمیخوام اصلا دیگه نمیخوام درس بخونم باید کیو ببینم چرا ما باید درس بخونیم ؟ مگه زورکی ؟ اقا جاتون خالی توی مدرسه دو تا جلویی های منو سارا م دو تا ادم پایه به تمام معنا که باید فقط باهاشون بخندیم یکیشون بهی یکیشونم ایلی خیلی بچه های باحالین بهی اوج خرخونیه اما اوج خنده هم هست سه تا مارمولک دیگه هم جلوی من نشستن که اینقدر این سه تا رو اعصابن که حد نداره دختر شاید در طول ماه ۱ بار بره بیرون اونم شاید هر روز بیشتر از نیم ساعت تلویزیون نمیبینه کلاس نمیره حالا بگین چرا ؟ به خاطر اینکه وقت درس خوندنش گرفته میشه وقتی جواب میده خط به خط کتاب بدون یه کلمه جا انداختن به خاطر نیم نمره ناراحت خدایا اخه اینم مدرسه بود انداختی منو توش حالم داره بهم میخوره یه مشت بچه + دیوونه بچه های سال بالایی یکی از معلم هاشونو مسخره کردن اونم فهمیده وسط کلاس زده زیر گریه حالا گریه نکن کی بکن اونم از معلم فیزیکمون که عقده ای فقط دلش میخواد بچه هارو اذیت کنه میره تو دفتر به معلم های دیگه میگه شما به اینا نمره زیادی میدین اینا پر رو میشن اگه قرار باشه شما نمره بدین که نمیشه نباید نمره بدین من نمیزارم اونم از ناظم طبقه بالا که گوش همه رو میکشه شاید نرمال تر از همه همون معلم زیستمون باشه راستی من رفتم خون دادم بعد خونم o+ من تا حالا نمیدونستم میگن اونایی که او هستن خیلی ادمای باحال و راحتی هستن و همه باهاشون میسازن به به ولی من به شخصه نمیتونم با بچه ها و معلم های مدرسمون بسازم یه دوست دیگه هم پیدا کردم ( مثل بچه های دو ساله ) اسمش مهی تو کلاس سارا ص ایناست ولی زنگ تفریح ها توی کلاس ما ولن اینقدر میخندیم خدا نکنه من از جام بلند شم هزار نفر به خاطر اینکه جای من بشینن دعواشون میشه دیشب رفتیم بیرون همه جا قرمز شده ولنتاین بر همه ی عاشقا مبارک ما به عمرمون عاشق ماشق و این گلابی بازی هارو تو خدمون ملاقات نکردیم خدا کنه دیگه هم ملاقات نکنم میدونید چرا اونوقت یکریز به خودم میخندم و خودمو مسخره میکنم جلوی اینه میشینم خودمو با انگشت نشون میدم شکممو میگیرم میخندم اوج گلابی بازی از تو فاز گلابی بازی در بیایم بریم تو فاز هان پسر راننده سرویس ما خود پیرمرد کمرش درد میکنه پسرش میاد یارو فاجعه ست فاجعه از اونایی که فکر میکنه عینک افتابی بزنه و اهنگ رپ گوش بده دیگه اوج کلاس دلم میخواد یه بار کیفمو از پشت سرش بزنم تو سرش ای گفتم تازگی ها دلم حوس کرده یکی و بکشم اونم چه جوری یه چاقو بکنم تو قلبش بعد یهو خونش بپاشه روم سر تا پامو قرمز کنه چند وقت پیش داشتم به یکی فکر میکردم که رو اعصابمه یهو حس کردم با کشتنش هم یه ادم مسخره از روی زمین کم میشه هم من به خواستم میرسم یه کتاب خوندم مردگان تابستان اینقدر جالب بود دختر از مهد کودک شروع میکنه به ادم کشتن احساس میکنه اگه دیگران بمیرن اون تکمیل میشه چه حس باحالی من اینقدر این چیزارو دوست دارم این قتل ها و قاتل های زنجیره ای قتل های از پیش برنامه ریزی شده اه چقدر باحال اخرشم بنده به شغل شریف ادم کشی مشغول میشم و مشکل افزایش جمعیت رو حل میکنم تازه اینقدر دوست دارم بدونم اینایی که میرن بالای دار چه حسی دارن کلا لمس کردن مرگ از نزدیگ من اینارو به بچه ها تو مدرسه میگم فرار میکنن از من شباهت به خون اشام ها هم میدم دیگه بد تر یه دختره ای توی کلاس سارا ص اینا هست بهش میگن خون اشام واقعا خون اشامیه پوستش سفید مرده ای زیر چشماش سیاه لب هاش سرخ موهاشم دقیقا مثل خون اشاما چه چیزا ......... عجب دوروزمونه ای شده من برم دیگه بای بای اصلا هیچی ندارم بگم با این امتحانایی که من دادم همون بهتر فکمو گل بگیرم هر امتحان بهتر از اون یکی شما نمیدونید من چه فاجعه بازی در اوردم اصلا خودم باورم نمیشه انضباطمم که نیم نمره کم شد مدرسه ی ما به جای مدرسه سرباز خونه ست به خدا دبستان پایین هم دیوونه خونه ولی در کل اینقدر میخندیم ولی خدایی خنده هامون عصبی اصلا دست خودمون نیست دقت کردین من چقدر میگم اصلا یه معاون داریم این میاد همیشه مراقب ماست من از این یه سوال پرسیدم این مثل موش میمونه اصلا نمیفهمی چی میگه یه صدایی میده ولی دهنشو باز نمیکنه منم نمیفهمیدم هی میپرسیدم حالا خندم گرفته بود خدایا بخندم میخوره منو دیگه خودمو زدم به سرفه کلی خندیدم یه پسر همسایه داریم تو مدرسه این هست و برادرش نمیدونم کیشه ! این دو تا دیوونن پسر ساعت ۹ صبح با رفیقاش میره ولگردی من نمیدونم این خواب نداره جالب اینکه ۹ میره دیگه ۱۱ برمیگرده اون یکی هم که حالش دست خودش نیست در خونه رو باز میکنه میاد ماشینشو میزنه بیرون میفته به جون این باتری ماشینو برداشته بود داشت میرفت خدایا ما رو که شفا ندادی حداقل اینارو شفا بده دبستانی های پایین ما هر زنگ از در ورودی تا کنار بوفه صف میکشن خوراکی میخرن هر زنگ فاجعن من تازگی ها فاجعه افتاده سر زبونم هی به این و اون به همه چیز میگم فاجعه یه چیز دیگه من الان ۴۰۰۰۰ سال سرماخوردم خوب نمیشم وای وای تاسوعا عاشورایی اینقدر خندیدیم جاتون خالی اصلا فاجعه ابادی بود من یکی که سوسک میشم میچسبم به دیوار حالا مری و میتی و اینارو نمیدونم یه عکسای خوشگلی گرفتم زدم تو فاز عاقلی و هنرمندی و باکلاس بازی و اینا .... سرما خوردم هنوز که هنوز حالم خرابه به ما این قرتی بازی ها نیومده جاتون خالی من ۵ شنبه ای یه بار اشپزی کردم دستم سوخته ابله زده دارم میمیرم اونم فقط پیراشکی هارو سرخ کردم کار خاص دیگه ای نکردم دیروزم ظرف شستم همه کثیف هر کی ظرف برمیداشت اول یه ابی بهش میزد بعد برش میداشت اینیم دیگه تا همین الان داشتم دل خون میدادم مسخره بود مسخره فیلم فقط step up 1 2 عاشق این دو تا فیلمم مخصوصا step up 2 تیکه ی اخرش که تو بارون میرقصن چیه این تیکه فاجعه قشنگه چند روز پیش مامانم نبود باید بودین و میدیدین من بودم بابام بود با یکی از خواهرام اینقدر ظرف کثیف بود که حد نداشت ما هم اینارو نمیشستیم برای همین بابام برای اولین بار توی طول عمرش ظرف شست حیف من کلاس بودم ندیدم به خواهرم گفتم فیلم بگیر ولی نگرفت شکار لحظه هایی بود ولی خدایی از ما ها تمیز تر شسته بود یه برقی میزدن فردا امتحان فیزیک دارم عمق فاجعه رو درک میکنین ؟ میدونین امتحان فیزیک یعنی چی ؟ یعنی صفر مطلق ! به خدا نمیدونم چرا امسال اینقدر تنبل شدم از بدبختی هام رو اوردم به دفتر برنامه ریزی ولی دردی ازم دوا نمیکنه من تو یه هفته 58 ساعت خوابیدم یعنی بیشتر از دو روز تو کل هفته رو من خواب بودم همین که میام بخونم خواب میاد تو چشام سرم میفته میگم من 1 ساعت میخوابم بیدار میشم یهو بلند میشم میبینم ساعت و خاموش کردم و 5 ساعت عصر رو خواب بودم صبح ها هم که فاجعه تر ساعت رو 7 کوک میکنم اگه امتحان داشته باشم 8 بلند میشم مگر نه 10 درس هم کیلو چند مخصوصا psp خریدم یکریز با این بازی میکنم رالی بازی میکنم اصلا بازی نکنم حالم بد میشه دیوونه شدم به خدا دیشب خون بازی رو بعد قرن ها دیدم چقدر دختر باحال بازی میکرد چقدر خفن گریم شده بود چقدر باحال بود اینقدر دلم میخواد از نزدیک با یه همچین ادمی رو به رو بشم احساسشو درک کنم ببینم چه جوریه زیر چه فشاریه واقعا یه درد بزرگ مثل اینکه من خیلی فیلسوف شدم چیه چش ندارین ببینین ؟ من دیگه برم برم یکم فیزیک بخونم شاید یه چیزی سر در بیارم بای بای حال احوال ؟ چی میشه با تعطیلی ها ( برای نوشتن تعطیلی خیلی زحمت کشیدم ) نمیدونین من تو این سه روز تعطیلی بسکه بیکار بودم نشستم مشقای یک سالمو نوشتم از ریاضی بگیر تا .... سه روز اقا مثل برق و باد گذشت من نفهمیدم چه جوری اومد چه جوری رفت اقا جان دارم عکس میسرچم یه سرم اینجاست یه سرم اونجا ( منظور از اونجا دیگه حوصله ندارم بگم کجا ) ولش کن اقا بیا بریم تو فاز خنده بخندیم جاتون خالی ما معلم زبان و ادبیات فارسیمون ( یکین ) مسخره میکنیم قهقه میخندیم بهش میگیم خانوم با یه حالت نازی میگه : بله خانوم ( بله رو توش قر بدین و بکشین ) ما هم اون ته کلاس ذوق مرگ میشیم جاتون خالی نمره هامم یکی از یکی قشنگ تر نمره ریاضی از ۱۵/ ۸.۵ فیزیک از ۱۰ / ۵.۷۵ نمره زبان فارسی درس املاش ۱۲.۵ حالا بگین از چند از بیست امسال مخلص بچه ها شهریوری هستم بهتر میتونیم بهتر درس بخونیم وقتش بیشتر موضوع وقت به جای اینکه هی موضوع بدن علم بهتر است یا ثروت یه موضوعی بدن که این بروبچ موجود در کره ی خاکیه زمین وقت رو باارزش بشمارن ( دو خط بالا مثل مادربزرگا نوشتم ) ولی خدایی چشم باز کردم دیدم واسه خودم غولی شدم همین دیروز بود گریه میکردم که برسم به الان حالا رسیدم به الان حالا ارزوم شده بزرگ تر بشم بشینم پشت ماشین ای پسر دلم حوس کرده خفن بشینم پشت ماشین و هی گاز بدم یه ارزو دیگه هم دارم اینه که بتونم فوتبال بازی کنم هر چی تمرین میکنم نمیشه تازه دارم میفهمم این پسرا واسه خودشون کلی کار میکنن اونایی که فوتبالشون خوب صفاست ها فوتبال بازی کردن بهتر از اون دیدن فوتبال ولی نه از نوع ایرانیش که ابروی ملت رو یک پارچه بردن یه مشت خاله زنک که فقط بلدن همدیگرو ضایع کنن و توی زمین دعوا کنن و فحش بدن به قول شکور اه اه اه بدم میاد فوتبال فقط ۱ . رئال مادرید ۲ . لیورپول ۳ . منچستر یونایتد حالا بیاین از فوتبال بیرون بریم کجا ؟ به اینکه سر کلاس دل و رودمون در میاد از بس میخندیم معلم زبان انگلیسیمون شما نمیدونید ما سر کلاس این خنده مرگ میشیم تلفظ های وحشتناک خنده داری داره ما میشینیم ته کلاس اینو مسخره کن بخند اونو مسخره کن بخند اینو بگو بخند اونو بگو بخند جاتون خالی جمعه هفته قبلی بروبچ گذشته رو دور هم جمع کردیم تو پیتزایی سانی اومد سس بریزه دیگه نه سرش بود نه سس های توش حالا کجان ؟ تو ظرف سانی بچه ها پیتزاشون میکردن توی ظرف سانی یه دوری میچرخوندن میخوردن توی رستوران صدامون از هر گوشه شنیده میشد سانی دیگه شالشو در اورده بود پیچونده بود دور سرش برای ما مسخره بازی در می اورد سانی این لوز پیتزا رو اورد بالا زد تو صورت فری بدبخت اصلا نمیفهمید که چی شد این چی بود فقط مات نگاه میکرد ما هم اون وسط ذوق مرگ بودیم واسه خودمون یه پیتزا های بد مزه ای خدا نصیبتون نکنه من یه تجربه ای گرفتم بزارین در اختیار شما هم بزارم این که هر چی این جور جاها کثیف تر باشه پیتزاهاش خوشمزه تره ما تو خیابونمون یه پیتزایی داشتیم این اوایل به تمیزی الان نبود پیتزاهاش خوشمزه تر بود اما الانم با اینکه خوبن ولی مزه ی قبلی رو نمیدن قبلی ها یه حالت عجیبی توشون بود من به عنوان یک دانش اموز به شخصه با تمیزی از نوع سوسول بازی بدم میاد اینکه طرف از لیوان دهنی اب نمیخوری و اینا میشه از نوع مامانم اینا ما هم اصولا اکیپمون با اینجوری ادما مشکل داره که متاسفانه بچه ها مدرسه ی جدیدیه من همه از نوع بچه سوسول مامانی اه اه اه بدم میاد هستن اما نه عزیزان فکر بد نکنین لباسام همیشه تمیزن خودمم اتو کشیدم از یه چیز دیگه هم بدم میاد که فکر کنم الان خیلی ها اینطوری باشن از اتاق جمع و جور اصلا تو این جور اتاق عشق نمیکنم هر چی شلوغ تر از نوع اینکه مدادت زیر بالشتت باشه بیشتر دوست دارم یا به عبارتی از تمیز کردن اتاقم هر چی میخورم دیگه زمان و مکان نمیشناسه رها و دویدن خیلیییییییییییییییییی فک زدم بای بای خوبین ؟ ای بابا چه خوبی چه زندگی ؟ با این مدرسه ها کی حالش خوبه جاتون خالی من که زنگای اول خوابم زنگای اخرم اگه تا ۲.۱۵ باشیم بازم خوابم یعنی اول و اخر کلاس خوابم سر کلاس فیزیک نشسته بودیم مسئله اولو حل کرد مسئله دومو داشت حل میکرد من سرم رو دستم بود یه خرده حل کردم اقا دیگه چشمام باز نموند اول اتدم رو به افتادن کرد بعد چشمام شروع کردن به بسته شدن بیدار شدم دیدم چند تا مسئله حل کرده منم خواب زنگ اخرم بیکاری داشتیم همه هی از این ور به اون ور میرفتن ولی من ۲ ساعتو ناز خوابیدم بعدم بیدار شدم رفتم خونه امتحانامم که یکی از یکی خشکل تر امتحان زبان فارسی داد دستم ۱۱ مثل یه تیکه سنگ خورد تو سرم این کارنامه ی گل ها چه گلمو چیکار کنم چه جوری بدم به مامانم ؟ الان من به هر کی بگم من با معدل ۲۰ اومدم تو این مدرسه میگه برو برو معلوم میشه از اول تا اخرش تقلب کردی یه بچه های خرخونی داریم که اصلا خرخونی نمیکنن خرزنی میکنن کتابو میخورن یه مشت بچه مثبت که به خاطر ۰.۲۵ اینقدر گریه میکنن و زجه میزنن تا بمیرن یکی ندونه فک میکنه یکیشون مرده اینا اینطوری گریه میکنن دختر جلویی من از ۱۵ ٬ ۱۴.۵ گرفته بود یعنی داشت میمرد دیگه رو به انهدام بود هر کی اولین مدرسه رو ساخت ایشاا... تو قبر بلرزه در حد رقص بندری منم که حوصله هیچکدوم این خرخونای دیووانه رو ندارم چنان جیغایی میزنم که دیگه بعضی اوقات خودم وحشت میکنم مثلا این تینا رو اعصابه من میخوام رد بشم پاشو میگیره جلو من فکر میکنه مثلا چقدر بامزست اصلا نمک پاشه منم قاطیم یه بار پاش که پیچ خورده بود و لگد کردم رفتم بچه ننه یه ناله ای میکرد انگار دیگه رو به موت میتونستم بد تر از اینم لگدش میکردم که دیگه تا عمر داره هوس این کارارو نکنه یه مشت بی مزه یعنی خسته کننده ترین مدرسه و به خصوص کلاس منم اقا جاتون خالی صبح ها ساعت و ۶ کوک میکنم ولی ساعت ۶.۳۰ بیدارم بعدم میزنم تو سرم وای دیرم شد وای دیرم شدمثل برقو باد لباس میپوشم این ریاضی و فیزیکامم که اصلا کیلویی چند سر کلاس از رو پاسخ نامه اقا تند تند بنویس سر کلاس از ادامس گرفته تا کیک و ابمیوه و شکلاتم میخوریم والا نخورم دیگه کل ساعتارو خوابم چشمام به این ساعت تا تموم بشه برم فقط برم دیگه هر چی میخواد بشه چقدر جذاب بود مدرسه سال های قبل حالا چی با این مدرسه خسته کننده بچه های افتضاح خسته کننده باید سر کنم کار خیلی جذابی که دوست دارن بکنن اینه که اهنگ بخونن دست بزنن تازه اهنگای مجاز میخونن غیر مجاز ؟ وااااااااااااااااااااااااااااااااای از این لوس های بچه ننه ای که ژل شستشوی دست میزنن که پاکیزه بشه دستاشون بعد خوراکی میخورن عمق فاجعه رو درک کنین داره از تو جای جای بدنم تنفر میزنه بیرون یعنی مدیرای مدرسمون رو میبینم حالم بد میشه خاله سوسکه ( مدیر دوممون ) که از کل چهرش فقط دو تا شیشه عینک پیداست مدیر دوممون هم یه گیرایی میده که همون موقع دلت میخواد بزنی تو گوشش به یکی از بچه ها میگفت این سویی شرت و نپوش میدونی چرا چون جلو بستست و رنگ های شادی توش داره باعث جلب توجه میشه مقنعتم نباید توی سویی سرتت باشه چون روی سویی شرتت عکس کشیده خدایا کمک دلم میخواد برم از همون طبقه ی چهارم همه رو پرت کنم پایین تنفر داره از تو اپمم میزنه بیرون نه ؟ ولی خدایی با ساری م هم کلی میخندیم مخصوصا امروز اینقدر خندیدیم که دیگه اخری ساری داشت میترکید منم خیلی فک زدم به تخلیه ی تنفر احتیاج داشتم خالی شدم برین خونه هاتون دیگه عمق فاجعه رو درک کنین مدرسه ها باز شده بفهمین من چی میکشم دوباره صبح ها ساعت ۶ بلند شدن دوباره درس خوندن دوباره بدبختی دوباره دیدن ریخت نحس معلم های جدید وای وای خدایا ما دانش اموزا چه گناهی کردیم هان ؟ چرا یه مستندی درباره ی ما و زندگیمون نمیسازن اینقدر شوک میره از مواد مخدر و این حرفا مستند میسازن ولی یه نفر هم به مقوله ی مذخرفی به اسم مدرسه نمیپردازن شاید دلیلش همین مذخرف بودنشه منم بودم میمردم حتی برای گرفتن فیلم هم دیگه پامو تو مدرسه نمیذاشتم والا این معلم های جدید ما هم که حسابی اعصاب ندار دیگه ولش کن از ولد معلم زبان بگیر تا فهمیده شد معلم ریاضی من نمیدونم چرا اینا گازشو تو مدرسه ما گرفتن هی درس میدن مدرسه های دیگه همه هنوز اوایلن ما ۳ فصلی رو حداقل بهمون درس دادن از هر درسی ماشاا... اینقدر سوژه هم تو این مدرسه ها ریخته که نگین پایین مدرسه ما هم که مدرسه دبستان پسرانست میگن از هر چی بدت بیاد سرت میاد همینه از بچه بدم میومد که الان یه مشت بچه اونم از نوع پسر ریختن پایین مدرسه یه چیزای منگلین زنگ تفریح ها همدیگرو میخوابونن وسط حیاط میزنن تا بمیرن اینقدر میدون چقدر جون مگر تو بدن هر بچه ای هست ؟ این پسر بچه ها جز عجایبن شما که نمیدونید اینا چیکار میکنن یه پسره ای هست تپله اقا تیپ میزنه بیا ببین شلوار مد میپوشه بلوز مارک رفتم تو مدرسشون یه کاری با یه نفر داشتم در کلاس باز شد یه لبخندی زد این بچه من کپ کرده بودم خدا به دور پسرای اینقدری هم دیگه شروع کردن تازه موهاشم فاز داده خفن دیگه این پسر پارسالی نمیاد بره مدرسه که من صبح ها بهش بخندم معلوم میشه مدرسش تموم شد ولی خدایی سوژه ای بود واسه خودش وقتی ادم بلوز نازک با دستکش و کلاه بپوشه به نظر شما این بشر عقل داره ؟ سر کلاسم اینقدر میخندیم این ساری البته اون ساری قبلی نیست اون یکی ساری ( میدونم نفهمیدین ) هی میگه اقا من نفهمیدم چی شد ؟ اقا چرا اینجوری شد ؟ یعنی یه مشت بچه ی مثبت خرخون نه در حد معمولی در حد بنز خرخون توی کلاس ما از اون درسته بچه ها که بهشون میگی تو سرخ میشن سرشون و میندازن پایین وقتی میرن درس جواب بدن انگار کتابو گذاشتی جلوی اینا ٬ اینا دارن میخونن به این حد من که جاتون خالی الان درسامو یکی بود یکی نبود خوندم اومدم اینجا چون به دلنوازان بخوره من همین جا ولتون میکنم میرم وای خدا فیلمای ایرانی سوژه ی خنده ان اساسی من به یه دلیل فیلمو میبینم اینکه بهزاد حال همه رو میگیره بعدم حال خودش اساسی تر گرفته میشه اصولا حال گیری رو خیلی دوست دارم رفتم فیلم پستچی سه بار در نمیزند رو دیدم توصیه میکنم اگه ندیدین دیگه نبینین بسکه مذخرف بود به جای ترسناک بودن خنده دار بود یه تیکه به وجود اومد خیلی صحته ی باحالی بود ما داشتیم میدیدیم تیکه هایی که با پسر بچه بود از نظر ترس از جاهای دیگش بهتر بود یهو یه پسر بچه ای مثل همون بچه نشست کنار دختر خالم از فیلم اینقدر که از این بچه ترسیدیم نترسیدیم باور کنین اخرشم یه لبخند تحویلمون داد من اومدم اخرشو اینجا ببینم میخوام صد سال سیاه نبینی امیدوارم که بتونید با درس ها کنار بیایید به امید ان روز . سلوم قالب و عوض کردم عنوانو توضیحم عوض کردم چون از بس اون قبلی هارو دیدم دیگه حالم داشت بد میشد یه چند جا کار دارم هی کلم باید بچرخه رو این صفحه اون صفحه چقدر نوشتن صفحه سخته و همچنین گفتنش من اعصاب مصاب ندارم میزنم این شیشه مانیتورو خورد میکنم سرعت اینقدر پایین موهام داره میشه همرنگ دندونام خوب میبینم که بدبختیا داره اغاز میشه و مدرسه ها و دیگه اصلا ولش کن وای نمیخوام امسال تقریبا هیچکی با اون یکی نیست من الان هوشو حواس ندارم بزارین اون کارامو بکنم بد بیام هی فک بزنم خوب کارام تموم شد جاتون خالی دیروز منو فری وایساده بودیم دم کلاس بیان دنبالمون ۲۰۶ مشکی اومد توش دو تا برق هزار بودن یارو داشت رد میشد سلام کرد منم گفتم این که داره میره منم سلام کنم اقا ما سلام کردیم اینم برگشت به من میگفت یه چهره از من بکش ببینم کارت خوبه یا نه ( اخه میریم کلاس کاریکاتور ) میخواستم بگم یه قورباقه بکشم کار تموم ( نمیخواد از صبح بیاین بگین قورباقه یه جور دیگستو اینا من بلد نیستم )حالا اقا جون مامانت برو الان میان میگن چیکار میکنی اینجا رفتیم تو موسسه از دور داد میزنه سلام خانمی که پشت میز نشستی اخه ادمم اینقد ابله ؟ اقا ماه عسل میبینین خوشم میاد این احسان علیخانی حال اینارو میگیره من کیف میکنم خرکیف میشم این احسان علیخانی اخرش با این رکیهاش خودشو بدبخت میکنه چی بگم ؟ این ماهی زیاد با بچه ها نبودم که بخوام بخندم وای سر کلاس کاریکاتور هی منو فری میخندیم نمیزاریم این استاد کارشو بکنه قرار شد یه خانواده بکشیم فری همین که مادر خانواده رو کشید من دیگه غش کردم از خنده شباهت به دراکولایی میداد که چادر سرش کنه یه خاطره ای تعریف کرد من مردم فقط واقعی ها به یه نفر میگه ببخشید من مزاحم شدم دستتون درد نکنه طرفبر میگرده میگه با جدیت و خیلی واقعی حالا که دیگه مزاحم شدی یه یارو تو کلاسمونه اینقدر مزه میریزه اینقدر مزه میریزه که خدا میدونه یه بار شیطونه میگه با فری حالشو بگیریم بخندیم سر کلاس زبان بودیم صحبت رسید به دوران جوانی و از این چرت و پرتا بحث کشید به ازدواج تیچر گفت دیگه ۲۰ سال خیلی زود برای ازدواج یهو یکی از بچه ها گفت نههههههه ما فکمون اسفالت شد جاتون خالی یه مارمولک جیگری هم توی کلاس ما سکونت گزیده هر چند وقت یه بار میاد بیرون ما ها هم حسابی خرکیف میشیم و جیغ میزنیم جاتون خالی جلسه قبلی بالا سر من رو دیوار بود منم اون پایین مثل گاو میخندیدم بچه ها از لباسام براتون نگفتم رفتم لباسای امسالم رو بگیرم اشکم در اومد مانتو زیر زانو پوشیدم موقعی که دستمو بردم بالا مقنعم رو درست کنم مانتوم اومد رو زانوم یهو خانومه گفت اینو مدرسه نمیزاره بپوشی از سایزشم که بگم چهار تا رضازاده بره تو این مانتو تازه بازم جا داره مقنعم وقتی میپوشمش یکی باید بگیرم پشت سرم بگیرش رو زمین کشیده نشه کفشم که به جز مشکی قهوه ای یا سورمه ای نباید بپوشیم دیگه حالا ببینین چی میشه ما میریم سربازی نه مدرسه کتابابم که از روزی گرفتم یه روز خوش ندارم همش کابوس میبینم چقدر فک زدم نه ... خوب چیکارا میکنین با تابستونتون ؟ خوش میگذره ؟ ولی حیف داره تموم میشه مخصوصا امسال که ما دوستا بعضی هامون از هم جدا میشیم دیگه اکیپمون نمیتونه با بروبچ قبلی باشه چقدر بد نه ؟ اخ قلبم ! من چند روز پیش با فری بودم کلا شنبه ها با همیم بعضی روزا هم ییهویی با هم میشیم جاتون خالی اینقدر خندیدیم دلمون درد گرفت نمیدونم چی براتون بگم اخه اتفاق خاصی نیفتاده اهان بعد ده قرن نیمه شعبانتون مبارک نیمه شعبانه و حالش مخصوصا این خیابون ما و خیابون کناریمونو و خیابون اونوریه خیابون کناریمون فهمیدین چی شد ؟ من فهمیدم کلا خیابون ما و مخصوصا خیابون کناری واسه خودش عالمی داره هر چی برق فاز ۱۰۰۰ هست تو این دوتا خیابونه جاتون خالی عاشق شدم عاشق هوندا کوپه سورمه ای یه پسره داره که همش تو خیابون ول منم همش اینو میبینم مثل بچه ها منم میخواااااااااااااااااااااام خدایی ماشنای باحالین خوشملن مشکیشم دیشب دیدم اونم خوبه ولی سورمه ایش اصلا یه چیز دیگست پسره صاحبش میدونید شباهت به کی میده ؟ به علیشمس من علیشمس و خیلی دوست دارم به نظر میاد از اون ادمای باحال باشه تیکه های رپش خیلی باحالن چی دیگه زر بزنم ؟ اهان یه چیز دیگه بگم بخندین مامانم میگفت یه نفر بهش گفته من میرم پیش یه فال قهوه ای باید پول براش پست کنی بعد فیشو بفرستی براش با شماره تلفنت اونم زنگ میزنه تو نیت میکنی اون فالتو میگیره و بهت میگه غش کرده بودم از خنده اینقدر خندیدم که رودم پیچید تو دهنم اقای شایسته گفت حتی کار کثیفم باید تمیز انجام داد نه به این حد احمدرضااااااااااااااااا ! میبینین که ؟ ما هم از بیکاری میبینیم چند تا گاف اساسی دادن توش ۱ نرگس جون که به شایسته گفت هدف کاوه چیه پس چرا شایسته تازه وقتی کارتارو دید فهمید ؟ ۲ مبلغ دویست میلیون تومن از کی تا حالا شده این شکلی : ۲۰۰۰.۰۰۰.۰۰ ۳ بچه خجسته با این همه ضربه ای که دید باید بچه خوکی . بچه گاوی بشه حالا مردنش به کنار تو این فیلم من تنها چیزی که دوست دارم خنده های کاوه ست وای خدا به دور کیانوش من اصلا این بشر رو میبینم مو به تنم سیخ میشه بسکه بدم میاد ازش ماشاا... تو همه ی فیلما هم هست هان شب مهتاب رو میدیدین ؟ صدای بچه اسمش چی بود ؟ مهتاب یادم نیست خلاصه صداش مثل سوسکی بود که بخواد حرف بزنه من خودم الان سوسک میشم بسکه اینو اون و مسخره میکنم علی رام یارو ارش تو همین فیلمه هم باحاله خوشم میاد ازش فقط خیلی درازه بهتر من برم مگر نه خودمم مسخره میکنم .. خوش میگذره به قول نینی " دوست دارییییی ؟ " تابستون خوبه ولی اگه میتونستی بیشتر دوستات رو ببینی عالی میشد اخه من چی بگم به این بروبچی که قالب وبلاگ میسازن اخه یکی نیست بگه ماها که قالب شاد شنگولی میخوایم چیکار کنیم ؟ ادم که این قالبا رو میبینه از زندگی سیر میشه که هیچ همون موقع باید بگه این تیغ کو من رگمو بزنم همه ی بروبچ من ( همه ی بچه های من ) رو میبینین ؟ این خواهر پویا کیه ؟ بدم میاد ازش که خدا میدونه بچه مثبته خبرچین لوس ننر مامانیه دیوونه ی بچه مثبت همه ی راه ها به بچه مثبت تموم میشه قضیه ی وای مامانم اینا خوب چیکار میکنین تو تابستون من که بهتون بگم من همش خوابم فقط واسه نهار و شام بیدارم میکنن و واسه کلاس زبان رفتن صبحونرم تنگ نهار میزنی وای خدا روز بد نیاره این شب بخیر بچه ها رو هر چی بچه باشه که با صدای دلخراش این خاله شادونه زهر ترک میشه بچه دیگه میترسه تا ۷ شب بخوابه همش کابوس صدای خاله شادونه رو میبینه که دهنشو باز کرده خون از دهنش میچکه و جیغ میکشه ( به حساب خودش حس میترکونه برای بچه ها حرف میزنه ) توی کلاس زبان اینقدر میخندیم که دلدرد میگیریم این تیچر ما هم که معلوم میشه حقوقشو میگیره هی میره مانتو میخره هی مانتو میخره بیچاره شوهرش از دستش چی میکشه چون ازدواج کرده یه خانوم لاتی هم هست دومی نداره هی اس ام اس بازی میکنه معلوم نیست چی جیک و پیک میکنه یه بار باید گوشیشو بدزدم توشو نگاه کنم چشمم میپره کار دیگه ای نداره تابستونه و بیکارو الاف دیگه چی براتون بگم همه ی خاطراته من مال مدرسه بود که الان دیگه مدرسه ها بستس یاد بچه ها و لحظه هایی که با هم داشتیم و خیلی دوست دارم چند روز پیش یاد مشهد رفتن با فری و بروبچ مدرسه افتادم اینقدر خندیدم که خدا میدونه چقدر منگل بازی در میاوردیم یاد اصغر اقا و زنش که مال فرناز بودن و پسر و دختر سانی و شیطون و فرشته ی خودم یاد انشاهایی که جز مسخره بازی چیزی توشون نبود یاد متلک گفتن های به بچه های سال اولی و دومی یاد بچه های منگل کلاس فاطی شیمی اون یکی فاطی یاد عاطی که جیگر هممون رو خون کرده بود ای خدا یادش بخیر چقدر تو سروکله هم میزدیم عادت کرده بودیم یه ساندویچ میخریدیم سه تایی با سانی و فری میخوردیم بعضی اوقات ساری هم میومد زنگای بعد دوباره یه چیزی میخریدیم چند تایی میخوردیم همین طوری ادامه داشت دیگه ولی حتما باید یه چیزی رو با هم میخوردیم تنهایی کیف نمیداد اون فاطی هم که از سقف می افتاد " منم میخوام " به اونم میدادیم میگم چندتایی واسه اینکه تعدادش مشخص نیست چقدر روی کتابای هم کرم ریختیم مخصوصا سانی و فری که دفتر عربیه همدیگه رو تیکه پاره کردن معلم عربیمون دفتر فری رو دید گفت به جدم قسم اگه مامانتون با من تماس نگیره نه من نه شما چقدر معلم عربیمون واسمون خالی میبست یعنی دیگه سر زنگاش مراسم خالی بندون بود توی مدرسه ی ما هر معلمی به جز ۲ تا از معلما از توی تیمارستان اومده بودن هر کدومشون یه چیزیشون میشد وای من برم دیگه هوینجوری گفتم بخندیم بچه ها جاتون خالی روز اخر دیوونه بازی در اوردیم در حد بنز سر به سر هر کی رسید گذاشتیم روز اخری از جلوی مدرسه چند تا برق فاز ۲۰۰۰ رد شدن اقا ما هم یکی شلوار اینو مسخره کن یکی موهای اونو مسخره کن یکی میگفت بچه مورچه زرد و همه با هم میزدیم زیر خنده اینا هم فکر کردن ما از اینا خوشمون اومده رفتن سر کوچه وایسادن ما هم هی میخندیدیم اینا هم اونجا قند تو دلشون اب میکردن اخری دیگه سرویس اومد رفتیم اینقدر خندیدیم اینقققققققققققققققققدر خندیدیم اصلا من الان هر چی بگم شما نمیفهمین ما چقدر خندیدیم معلم قران اون کلاس اومد مراقب ما شد اقا هر کی کنارش وای میسته باید این خانومه سرش رو بگیره بالا ما رو نگاه کنه یه صدای تیز و یه چشمای تیزی هم داره که اون سرش نایدا خدا روز بد نده میاد کنارت شروع میکنه به داد زدن اونوقت به مرزی میرسی که بگی گمشو بخوای تقلبم بکنی چنان چشاش میچرخه که ادم مات میشه معلم عربی دیوونمونم که دیگه نگین همونی که قبلا براتون ازش تعریف کرده بودم سر همه ی امتحانا مثلا تو اوج تفکر گیر کردی روی یه سوال میومد بالا سرت خوبی ؟ خوبم خانوم چیکارا میکنی ؟ من مگه نگفتم فلان کنی من مگه نگفتم بهمان کنی به جدم قسم ( بدبخت جد سید این ایا چقدر اینو نفرین میکنه ) اگه تا فردا این کارو کردی که خوب اگر نکردی به جدم قسم نمرتو کم میدم میگم باشه هر چی تو میگی کلاس ما کلاس کنار دفتر بود گوشی این معلما هی زنگ میخورد صدای زنگشونم شادمهر عقیلی یه مشت عاشق من دیگه از بس روی زیر دستیم نوشتم ابی شد عکس اسنوپی میکشیدم مینوشتم ضرب و تقسیم میکردم کلی واسه خودش صفا سیتی سرندی پیتی بود با بچه ها هم که میگفتیم سرایدارمون مهمون یکی بستنی بخره با هم نوش جان میکردیم خوشم میاد اونا بستنی دادن من ابنبات فکر کنم یه رگ و ریشه ای از یکی از استانا دارم بچه ها میخواستن کتابا رو باهاشون چهارشنبه سوری راه بندازن گفتم خودتونو جمع کنین شهریور باید بیاین امتحان بدیم میخواستیم یه نامه بنویسیم دردای دلمون رو توش بگیم از مدرسه روز اخر که کارنامه هامون رو گرفتیم بزاریم رو میز مدیرمون و بریم اخه ما که از این مدرسه داریم میریم بزار داد دلمون رو بزنیم و بریم نههههههههههههههههههههههه غلام ؟ من تازگی ها به شدت لات شدم رفتم تو مایه ها تیزی میزی و لنگ و این بساطا خدا کنه دیگه این وسط چاقو کش نشم ؟ ( رای ما میرمحسن کروبی نژاد ) خیلی فک تکون دادم برین خونه هاتون مثل اینکه من خیلی وقته نیومدم چطورین با شروع امتحانا ؟ خوب حال ادمو میگیرن اخر سال کوفتشون بشه اونا میشینن سوال در میارن یه ملتی رو بدبخت میکنن که چی ؟ امتحان اخر ترمه خدا بگم چی کارشون نکنه بچه هاشون چقدر تو دلشون بهشون بد میگن ما دیروز اینقدر خندیدیم که نگین اخری که من دیگه داشتم میترکیدم بچه ها همه حال و هوای اخر سال گرفته بودشون یکی شماره میگرفت یکی خاطره مینوشت یکی دیوونه بازی در میاورد ( منو دوستام تو این گروه بودیم ) همه هوایی شده بودن برای تابستونشون برنامه میریختن اخه یکی نیست بگه تو بزار امتحان بدی اگه شهریوری نشدی اونوقت یه چیزی معلما هم این اخر سالی دیگه حسابی حالشون خراب بود اعصاب مصاب نداشتن یه چیزی میگفتی مثل بمب میترکوندنت ما هم این اخر سالی بیکار ننشستیم تا میتونستیم از فرصت ها استفاده کردیم از کلاس رفتن فرار کردیم و تا میتونستیم CD و این بندوبساط ردوبدل میکردیم و حرف میزدیم و میخندیدیم مدیرمون بیکار میشد میومد تو کلاس ما کلی با بچه ها میخندید اخه کلاس ما هر کی میاد دیگه نمیتونه جلوی خودشو بگیره باید بخنده مخصوصا اینکه من یه تکه کلام پیدا کردم بچه ها کلی باهاش حال میکنن گمشو البته باید روی م تاکید زیادی داشته باشید وای وای بشنوید و بخندید من و سانی و فری نشسته بودیم سر کلاس ریاضی من داشتم فری رو اذیت میکردیم یهو دیدم کفشم کناره تختست خداروشکر معلممون داشت برگه ها رو صحیح میکرد نفهمید مگر نه بدبختم میکرد حالا اروم اروم رفتم اوردمش کردم پام نفسم تو سینم حبس شده بود جاتون خالی اینقدر روی دیوارای مدرسه یادگاری نوشتیم توی امتحانای میان ترمم در حد بنز تقلب میکردیم دیگه باورتون میشه اینقدر استاد شدیم وقتی تقلب میکنیم احدی نمیفهمه و همه ی معلم ها از کلاس ما به خاطر اینکه تقلب نمیکنه راضین خیلی فک زدم برم دیگه راستی من امروز مدرسه نرفتم
| Design By : Night Skin |


